دختر یلدا

آنچه باید نوشت

نامزدی و عقد عمو مهدی و درخواست ازدواج کیمیا

    بالاخره سور و سات مراسم نامزدی اماده شد و 11 اردیبهشت مراسم نامزدی برپا شد و کیمیا که عاشق عروسی و شادی بود لباس پوشید و موهاشم را هم به قول خودش گل کرد اماده و حاضر برای رفتن  به جشن نامزدی ، شب خوبی  بود و کیمیا چون دفعه اول بود با این خانواده اشنا میشد خیلی اروم و متین برخورد کرد وفقط لبخند تحویلشون میداد .اون شب  به خیر و خوشی تموم شد برگشتیم خونه . فردای اون  روز من را صدا زدو گفت : مامان اجازه میدی من  با شهاب ازدواج کنم گفتم : چرا میخواهی ازدواج کنی گفت : اخه خوبه شیرینی میدن کیک میدن خوش میگذرونه   بعداز مراسم نامزدی برای تولد حضرت محمد...
6 خرداد 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دختر یلدا می باشد