دختر یلدا

1

جشن اخر سال

روز 31 اردیبهشت جشن اخر سال بچه ها بود و من و کمند و خاله مینا توی جشن شرکت کردیم و هنر نمایی دختر گلم  هم توی شعر خوانی و هم توی اجرای نمایش دیدیم  جشن خییییییییییلی خوبی بود کمند هم اروم بود فقط وسط کار خرابکاری کرد و مجبور شدیم با زحمت و کمک خاله مینا تمیزش کنیم  روز خداحافظی با خاله شهرزاد بود و من واقعا گریه ام گرفته بود خییییییییییییییییییلی مربی خوبی بود و انشالله خدا هر جا هست پشت و پناهش باشه  ...
31 ارديبهشت 1395

تولد کمند

کروز یکشنبه 22 فروردین صبح کیمیا رابردم مدرسه و خوم هم سرکار چند تا کار کوچک داشتم انجام دادم و ببا کیمیا برگشتیم خونه استراحت کردم و بعد ازظهر بعد از تمیز کاری منزل و اماده رفتن به پارک بودیم برای پیاده روی .. یه دفعه حس کردم داره تغییراتی در بدن به وجود میاد به کیمیا گفتم بروبه مامانجون بگو  دوید بالا و گفت : کمند داره به دنیا میاد بدوید زود باشید  ماد رشوهر هم سراسیمه دوید پایین  گفتم فکر کنم کیسه اب بچه سوراخ باشه سریع رفتیم با پدر شوهر بیمارستان  کیمیا سریع ساک و کیف بچه را اماده کرد و سوار ماشین شدیم مامان زهره را هم توی راه سوار کردیم و رفتیم  درد نداشتم حالم خوب  بود  وارد بیمار...
28 ارديبهشت 1395

جشن روز معلم

امسال روز معلم قرار بود همه باهم برای خاله شهرزاد جشن بگیریم و برای همین مامان ها تدارک دیدن و من که زایمان کرده بود فقط هزینه پرداخت کردم روز 12 اردیبهشت حدود بیست روزگی کمند بود که برای اولین بار از خونه اومد بیرون به قصد تفریح و من هم تازه حالم خوب شده بود ولی دلم نیومد کیمیا را تنها بزارم با مامان زهره عازم شدیم و تو جشنششون شررکت کردیم خیلی خوش گذشت و چون مدرسه نزدیک محل کارم بود یه سری هم  به بچهها زدم  ...
11 ارديبهشت 1395
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دختر یلدا می باشد