دختر یلدا

آنچه باید نوشت

ابان 95

1395/8/17 9:13
نویسنده : مامان و بابا
140 بازدید
اشتراک گذاری

 

ماه ابان هم از  راه رسید وکیمیا خانوم سخت مشغول علم موزی بود و کمند خانوم هم تازه داشت دنیای اطرافش را می شناخت کیمیا  یاد گرفته بود بنویسه بابا و کمند یاد گرفته بود بگه بابا 

روزها برای من تکراری شده بود وی خداارا شکر میکردم که همگی در سلامت هستیم .کیمیا ذوق خواندن و نوشتن داشت و کمند هم ذوق بازی با کیمیا را داشت و همین که بساط درس و کتاب  باز میشد کمند همه ونا را میخواست  .

کمند باررورو ک یاد گرفته میرفت سمت اتاق کیمیا و ز میزد تو چشمای کیمیا تا باهاش حرف برنه و اگه کیمیا چیزی نمی گفت شروع میکرد  به سرو صدا کردن .

شبها با بابا امیر ماشین  بازی میکردن و کمند هم  به دنبال کیمیا سرو صدا میکرد 

یه شب  برای خرید پالتو برای کیمیا همگی رفتیم سیتی سنتر اون شب تم تولد کیمیا  را هم السا و انا بود خریدیدم و شام توی رستوران من و بابام خوریم .شب خوبی  بود کمند کلی ذوق کرده بود تازه یاد گرفته بود بره بیرون و تفریح کنه و گردش را دوست داشت ..

بابا حسن و مامان  زهره و خاله رفته بودند مشهد و یک هفته از ابان ماه را مشهد بود و روز جمعه 14 ابان برگشتن و عصر ما رفتیم دیدنشون و کمند و کیمیا کلی سوغاتی نصیبشون شد .

یه شب هم  به درخواست کیمیا رفتیم خونه بابا حسن خوابیدیم و کمند ساعت 1 شب  بیدار شدن و تعجب از اینکه اینجا کجاست ؟؟؟ میخواست همه جا را ببینه و کاملا تا ساعت 2 شب هشیار بودند 

کیمیا  یه دوست جدید پیدا کرده بنام هلیا که خیلی دوستش داره و طی صحبت  باهم فهمید هلیا صخره نوردی میره و اونم گفت من هم میخوام برم و من برای اشنایی یه جلسه بردمش ولی مسیرش خیلی دور بود و کمند هم اذیت میشد چون سه  ساعت کلاس بود .

توی این ماه کمند سینه خیز رفتنش تندتر شده و هرجا بخواد بره با سینه خیز خیلی سریع خودش را میرسونه

یک شب هم باهم به سیتی سنتر  رفتیم و رستوران من و بابام کهمخصوص کودکان بود شام خوردیم و برای کمند هم پوره ماهیچه سفارش دادیم خیلی دوق کرده بود 

معلم شدن

اش نرزی مدرسه

 

 

دختر گلم و کاردستی تو مدرسه 

کاردستی

عشق منی

 

عزیز دل رستوران من و بابام

رستوران ماست خوردن

کیکی پختن گیمیا خونه عمه

شهر بازی پیازچهعزیزمی

ماه من

خونه دایی ناد ررستوران کمند و محمدپارسا

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دختر یلدا می باشد