تابستان 1404




عروسی کیانا 31 اردیبهشت بین مسابقات کیمیا بود




کبمیا بطور جدی تمریناتش را شروع کرده بود، و برای دست گرمی مسابقات اسیایی که اصفهان بر میشد شرکت کرد

ظرف تغذیه و اب که با خودمون می بریدیم

این جوجو، یک روز اومد تو حیاط و مشخص نشد صاحبش کیه
اسمش را گذاشتن پنبه، و خیلی شیطون و سرحال بود.
و خودش هم یک روز پرید رفتتتت

















کارهای. که اون سال تابستون با توجه به شرایطی که بود انجام دادیم
یک جنگ 12 روز با اسراییل و رگزهای سختی که همش با نگرانی گذاشت

تولد بابای مهربون، تو همون روزهای جنگ

بچه های برفی
وانیل و گردو و فندق از خونه همسایه اومدن خ نه خودمون

بچه های برفی
وانیل و گردو و فندق از خونه همسایه اومدن خ نه خودمون



یک میوه خاص که تو کوهنوردی کوه صفه پیداش کردیم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



تابستان 1404 
