خلاصه ای از چندروز
بابا حسن و مامان زهره از تاریخ 21 مهر تا 29 مهر عازم سفر مشهد شدند و مامانی و عمو عباس و زن عمو هم رفتند توی این مدت کیمیا شنبه و یکشنبه خونه مامان صدیق بود و دوشنبه پیش خاله مینا و سه و چهارشنبه با من اومد سرکار و اداره کار و.... و خلاصه حسابی شیطنت کرد و این در حالی بود که سرما هم خورده بود . روز چهار شنبه با من سرکار اومد و علی و اسباب بازیهاش را هم برداشته بود و توی دفتر کار حسابی بازی کرد و یه ملحفه برده بودم که اگه خوابش برد بندازم روش ، این را پیچیده بود دور علی و مامان بازی میکرد و اون روز خودش به حال خودش بازی کرد و زیاد توی کارهای من دخالت نمیکرد ساعت ١٢ بود ...
نویسنده :
مامان و بابا
9:12








