الو بابا بابا
دیشب با دخمل گلم رفتیم روی بالکون کمی هواخوری کیمیا توی بغلم بود و نشستم روی صندلی و باد خنکی می اومد سرش را چسبونده به قلبم و نگاش را دوخته بود به گلدون روی بالکن دلم می خواست بدونم داره به چی فکر میکنه
بهش گفتم خاتونم به چی فکر می کنی ؟
گفت : ما ما نی نی نیس خواب مامان فیش فیش ( مامان نینی ها نیستن پیش ماماناشون خوابند و شیر می خورند )
گفتم : بله جونم
در همین حین بابا امیر زنگ زد
ذوق زده شده و پرید بالا و گفت :
ماما ماما بابا بابا
گوشی را دادم تا با بابا امیر حرف بزنه
گفت : الو الو سلام هلو(hello) انی نی نی ویژ ویژ ببعی جیک جیک ( با نینی ها رفتم ماشین سواری و سر سرر وکوه و ببعی جیک جیک دیدم )
و بعد گوشی را گذاشت در گوش من و گفت : بای بای رفت
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



الو بابا بابا 


