کیمیاکیمیا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 28 روز سن داره
کمندکمند، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

دختر یلدا

سرچشمه نطنز

1390/6/14 8:23
نویسنده : مامان و بابا
394 بازدید
اشتراک گذاری

این سه روز تعطیلی خیلی دلمون می خواست بریم شمال ولی هرچ فکر کردیم دیدیم جاده ها خیلی شلوغ و همه ایران عازم شمالند و دخترگلم هم که سرماخورده بودSmiley       بهش خوش نمی گذشت  بنابراین تصمیم گرفتیم بمونیم خونه  . عمه مینا و باباجون و مامان جون رفتند تهران و ما واقعا تو خونه تنها بودیم کیما هر روز صبح بیدار می شد از پله ها بالا می رفت و پشت در می زد به در و صدا می زد تا در را باز کنند و بعد با ناامیدی می اومد پایین و می گفت: مامان نیشتند و توی اتاق مشغول بازی می شد ولی روز پنج شنبه تصمصم گرفتیم با خاله مینا و مادرجون و پدر جون و فامیل بریم نطنز . جاتون خالی هوا خنک بود ولی کیمیا وقتی ساعت 5.30 صبح بیدار شد و دید آماده رفتن هستیم خیلی خوشحال شد و توی پوستش نمی گنجید و با عجله می گفت : مامان  افش  افش  شکلک های شباهنگجو جو  {( کفش و جوراب ) والاه ( کلاه ) خلاصه وقتی رسیدیم سرچشمه  هوا خنک خنک بود و کیمیا از من پت ( پتو ) خواست و پش ( پشتی ) و گرفت خوابید البته دراز کشید و لی چشمش به یک نی نی دیگه افتاد و مثل برق از سر جاش پرد و رفت سراغ نی نی و دعوتش کرد بیاد پیش ما ولی نی نی صبح اول صبح حوصله نداشت و کیمیا رهاش کرد و اومد  خلاصه همه بودند و حسابی خوش گذشت ا راستی اونجا اب برای اب بازی بود وکیما خیلی دلش می خواست اب بازی کنه ولی وقتی بهش گفتم : مامان اب سرد و اگه اب  بازی کنی فینت می اید و اب ریزش داری دیگه حرفش را هم نزد

الهی من قربون این درک و شعورت بگرد

cute little angel blinks animated gif
cute little angel blinks

 

 

ا ین هم یک عکس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دختر یلدا می باشد