یک سلامی دوباره
اول از همه کریسمس مبارک سلام خیلی وقت ، فرصت نوشتن را نداشتم و خیلی حرفها برای نوشتن دارم عکسهای تولد کیمیا خاتون را بعدا سر فرصت می زارم چند روزی که بابا امیر مریض شده و خدا خیلی بهمون رحم کرد و یک غده توی شکمش بود که خوشبختانه بعداز ازمایشات مختلف مشخص شد چیزی خاصی نیست و با عمل جراحی خارج کردند و این چند روز واقعا روزای بدی بود و هر موقع هم می خواستیم بریم دکتر کیمیا را هم با خودمون می بردیم و کیمیا تا دکتر بابا را معاینه میکرد تمام اتاق دکتر ر ا بررسی میکرد و یک روز هم موبایل دکتر زنگ زد و کیمیا می گفت : اقا دکتر زنگ و رفته بود پشت در اتاق معاینه تا دکتر را صدا بزنه ووقتی باباش از ا...
نویسنده :
مامان و بابا
7:46






