مامان مریض شده ...
سلام خاتونم خیلی وقته برات چیزی ننوشتم این روزها هم دفتر شلوغه و هم توی خونه حسابی کار زیاده ، خدا را شکر بابا امیر 10 روز اینجا بود کمی کمک کرد ولی شنبه 13 اسفند دوباره رفت و قرارا تا 26 اسفند برگرده ف راستش را بخواهی دوروز قبل از رفتن بابا امیر تب کردی و سرفه های بدی میکردی و از شدت سرفه نمی تونستی بخوانی ، عصر چنج شنبه 11 اسفند بردیمت دکتر و تو مثل یک خانوم خوب اجازه دادی دکتر معاینه ات کنه ، و 3 تا آمپول برات نوشت و بازم مثل یک شیر زن امپولهات را هم زدی ، ولی از صبح شنبه حال مامان هم خاب شد و صدام در نمیمد عصر که بابا را رسوندیم راه آهن برگشتن ، کیمیا توی ماشین خوابید و با هر ترمز ماشین بیدار میشد و می...
نویسنده :
مامان و بابا
8:06






