کیمیاکیمیا، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه سن داره
کمندکمند، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره

دختر یلدا

شمال 98

یک مسافرت اتفاقی، روز دهم خرداد98 همراه باباحسین و مامان جون صدیق راهی شمال شدیم هوا عالی بود چند روز تعطیلی داشتیم قرار لود بریم ویلا بابلسر، کنار دریا بود بچه ها دریا را دوست داشتند ‍♂ ‍♂ صبح جمعه راهی شدیم و کمند و کیمیا حسابی خوشحال بودن ناهار رودهن ماندیم و استراحت کردیم و دوباره راهی شدیم ساعت 9 شب رسیدیم ویلا حسابی خسته بودیم ولی کمند دوست داشت دریا را ببینه با بابا رفت و برگشت و گفت تاریک بود فردا میریم، فردا اون روز کامل دریا بودن و حسابی بازی کردن، کمند شن بازی و کیمیا موج سواری با تیوپ..... حسابی خوش گذشت کمند از آب کمی میترسید ولی مامان جون یواش یواش بردش تو آب خوشش اومد عصر بازار، و کمند خانوم یخچال و گاز و دمپای...
7 تير 1398

یک روز عالی با 🦄🐴🦄🐴

روز 2 خرداد 98 یک گردشگری با حال دیگه همراه کمند و کیمیا جون.... رفتیم باشگاه اسب سواری هم اسبها را دیدن. هم هویج دادن به اسبها هم سوار شدن هم حمام کردنشان را دیدن و...... یک روز عالی با اسبها 🦄 🦄...
27 خرداد 1398

مدرسه کندو کاو

29 اردیبهشت بازهم یک روز خاص و به یاد ماندنی شد برای کیمیا و کمند... اون روز از طرف گروه گردشگری کودک اصفهان به مدرسه طبیعت رفتیم برای اولین بار بود میافتیم پارسا و رها و سینا و سهیل هم بودن.. کمند اولش همراهی نکرد ولی مربی ها مادرها را از محوطه دور کردند و گفتن اجازه دهید بچه ها خودشان بازی کنند. اون روز بچه ها نان پختن، نجاری کردن. کاردستی. قفس خرگوشها و اردک و لاکپشت و... آخر کار کمند به زور زمین را ترک کرد و بعد از سه ساعت بازی هنوز انرژی داشتن....                              ...
30 ارديبهشت 1398

فوت مادربزرگ بابا امیر 🖤🖤🖤❤️

فوت مادربزرگ بابا امیر شب دوازدهم فروردین سال 1389. مادربزرگ بابا امیر به دیدار خدا رفت.... بنده خدا چندین ماه بود که مریض،بود و در بستر مریضی بسر میبرد واقعا خانوم خیلی خوبی بود، دلمون براش تنگ میشه.... 🖤 ️🖤 ️🖤 تو مراسمش عمه مینا به خاطر فوت پدر شوهرش از فنلاند اومده بود و عمو ابی هم با آوینا از کانادا اومده بودن پارسا و کمند حسابی تو این مراسم بازیگوشی میکردند و سوالشون این بود که چراااا ننه را زیر سنگها گذاشتن کمند گفت شاید ناخن. خورده.... پارسا تایید کرد ...
28 فروردين 1398

سومین سال شکفتنت مبارک عزیزکم ......

  و امروز دوباره متولد می شوی و شمع ها ، که سهم توست از زندگی و ستاره هائی که به میهمانی آمده اند و شکوفه هائی که دوباره خواهند شکفت و عطری که نصیب پروانه هاست و تو سهم من از تمام زندگی تولدت مبارک دختر نازم ...
25 فروردين 1398
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دختر یلدا می باشد