نوروز94 و مسافرت مشهد
امسال نوروز 94 را بابا امیر یه دفعه هوس کردن برن مشهد با دوستشون حسین آقا که مشهد زندگی میکردن هماهنگ کرده بودند و صبح روز 28 اسفند با مامان صدیق و بابا حسین با یک ماشین راهی مشهد شدیم عمو مهرداد نیومد و جای عمه میتنا هم که حسابی خالی بود ، کیمیا خانوم به علت دوری از جوحه هایش و مراسم خداحافظی با آنها حسابی گریه کرد و می خواست جوجه هایش را هم همراهش بیاورد ولی به علت نبود جا در ماشین از این کار صرف نظر کرد و جوجه ها را به خون باباحسن سپرد و سفارشات لازم را به شرح زیر به مامان زهره اعلام کرد : 1 ارد برنج و بلغور گندم براشون بریز 2- مواظب باشید اب زیر پاشون نریز سرما می خورن 3- ا...
نویسنده :
مامان و بابا
12:48










