تابستان 403





















بعد فوت پرواز 28 فروردین ماه ، حدود 15 روز بعدش، بچه هاش به دنیا اومدن، 4 تا بچه دوتا شکل پرواز دوتا شبیه برفی
ولی سه تاشون مردند و یمی موند اسمش را گذاشتین فندق
از ناحیه مخچه آسیب شدید دیده بود و خیلی دکتر و متخصص و آزمایش بردم ولی بدتر نشد ،ویکم بهتر بود
تعادل راه رفتن نداشت و یک جمشش هم نابینا بود، طفلک خیلی شیطون بود ولی کمی ناتوان، با این حال دوست داشتنی ![]()
تابستون را با کلاسها نجوم و شنا و سفال بر ای کمند شروع کردیم
و زبان و تنیس برای کیمیا
عمو مهرداد و عمه مینا هم تیرماه پیشمون بودن و حسابی خوش گذشت ![]()
![]()

عمه مینا و عمو سپهر دوباره اوایل مردا سوپرایز مون کردن و اومدن و 10 روزی بودن و رفتن جاتون خالی دور هم یک مهمونی کله و پاچه به میزبانی مامان جون گرفتیم
کیمیا این مدت داشت خودش را برای مسابقات کشوری آماده میکرد
میزبان اصفهان بود



تابستان 403 

