کیمیاکیمیا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره
کمندکمند، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره

دختر یلدا

تابستان 403

1403/7/27 9:59
نویسنده : مامان و بابا
381 بازدید
اشتراک گذاری






















































تابستان امسال با ورود مهمان از قشم، زیباتر شد، چند روزی از قشم برامون مهمون اومد و بچه ها حسابی دور هم خوش بودند.

بعد از رفتن مهمانان قشم، آماده ورود دایی بهزاد بودیم، بعد یکسال دیدارها تازه بشه دوباره
16 شهریور با کمند صبح زود رفتیم گل خریدیم و رفتیم پیشواز دایی، من رفتم خونه باباجون و کمند و کیمیا رفتن با عمو و خاله و مامان جون استقبال دایی فرودگاه،
دایی جون رسید خونه
وکلی بوس و بغل و اشک
ما هم طبق معمول چمدون بسته بودیم برای خونه باباجون
دخترااا دیگه تو پوست خودشون نبودن
چند روزی کنار دایی بودین و بعد تصمیم گرفتیم همگی باهم بریم شمال
رفتین سنت تالش، شادی و فرشته هم باهامون اومدن و کمند خانوم دیگه از خوشحالی نمی‌دونست چکار کنه
بعد از شمال و برگشتم باید برای مدارس آماده میشیدیم، همگی یک سرما خوردگی داشتیم و لی خداراشکر بخیر گذشت
روزهای آخر تعطیلات بود و دخترا بیشترین استفاده را می‌کردند












هفته آخری که دابجون اینجا بودن، همه باهم رفتیم کوه صفه، شهر نور
جاتون خالی حسابی خوش گذشت
دایی تا 8 مهر پیشمون بود و بچه ها دیگه کم کم تعطیلات شون تموم بود
31 شهریور عقد کیانا دختر خالم بود
انشاله خوشبخت بشن،
اون شی هم کنار خانواده بعد چند وقت عزاداری برای شوهر دختر خالم و مصیبتی که سرمون اومد حسابی خوش گذشت، و بچه ها ترکوندن کنار هم
پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دختر یلدا می باشد