روزهای اخر سال 1402

اراد عزیز
بعد فوت عمو، دل و دماغی برامون نموند
مرگ بعد از مرگ بود
مرگ دوست کیمیا دختر 15 ساله، پریسای عزیز براثر ایست قلبی
مرگ صدف عزیز، خانم دکتر، که با اینهمه که با بیماریش کلنجار رفت بازم نشد که بمونه و پسر کوچولوش را تنها گذاشت و رفت.مرگ پدر اوینا جان دوست کمند که همه را شوکه کرد.
زمستان سختی بود ولی بالاخره داشت تموم میشد 🥹🥹 عمه مینا هم 20 روزی ایران بود به خاطر مرگ صدف و بعد رفت.
خدا همه را در پناه خودش حفظ کنه 🤲🤲
این مدت یخت سرگرم کار بودم، کار شرکت و خونه بچه ها و...
تا رسیدیم به چهارشنبه سوری،
شب چهارشنبه سوری خونه دایی عباس دعوت داشتیم، خداراشکر شب خوبی بود و بعدش هم اومدیم خ نه و اتش روشن کردیم به نیت سوختن غصه ها


روزهای اخذ ستل بود و بدو بدو کردن ها زیاد، من 26اسفند تعطیل کردم و اومدم دیگه به خونه تمونی و خرید رسیدم خداراشکر به موقع انجام شد
روز اخر هم با دخترااا رفتم گل خریدم و اومدیم تزیین کردیم

کیمیای عزیزم با ژشتهاش

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



روزهای اخر سال 1402 

