مهمون ناخونده
دیروز صبح ساعت 11 ، کیمیا با بابا سسن و مامان زهله اومدن دفتر کار م ، بعداز اتمام کارشون کیمیا نمی خواست برگرده خونه و پیش من موند و البته قول داد اجازه بده مامان به کارهاش برسه ....بعداز رفتن مامان و بابام از همکارم خجالت میکشید کمی آرام نشست و کاری نکرد ولی ده دقیقه بعد همکارم مجبور بود برای انجام کاری بره بیرون از شرکت و اونهم از خدا خواسته وقتی رفت باز هم کمی صبر کرد و گفت : مامان گاگا رفت ( آقا رفت ) بهش گفتم : بله گفت : ببع ( بله ) و چشماش برقی زد و ... اولین درخواست ایشون کیک با شیر بود که براش تهیه کردم بعداز خوردن کیک وشیر درخواست کردن مهر شرکت...
نویسنده :
مامان و بابا
14:33









