بازگشت بابا امیر از تهران
توی این یک هفته که بابا امیر تهران بود هرکی ازت می پرسید بابا کجاست ؟ میگفتی : گشم تموم شد رفته تهان قربون شیر ین زبونیهات فرشته کوچولوی من .. چهارشنبه هفته گذشته بردمت پارک همین که وارد پارک شدیم چشمت به درخت توت خورد و گفتی مامان من توت برات از درخت توت سفید چیدم ولی قبول نکردی و گفتی : سیا من توت سیا می خوام گفتم : مامان جون درخت توت سفید میده و سیا نداره توت را نخوردی و گفتی بازی و رفتی 1 ساعتی تاب بازی و سر سر بازی کردی بعد گفتی : مامان جیش دارم بردمش دستشویی و تو را ه برگشتن داشت زمین را بر انداز میکرد و ناگهان دادزدی مامان توت سیا &nb...
نویسنده :
مامان و بابا
12:56







