گفتگو
دیروز از سرکار خیلی دیر رفتم خونه وقتی رسیدم دخملی تازه از خواب بعدازظهرش بیدار شده بود پرید بغلم و بوسیدم و طبق معمول فیش فیش ( شیر شیر ) درحال شیر دادن علت تاخیرم را توضیح می دادم وبهش گقتم چقدر نگرانش بودم از اینکه دیر اومدم بعد بهش گفتم : مامان می خوای سرکار بر م گفت: نه گفتم : پس پول از کجا بیاریم گفت : بابا گفتم : بابا پولهاشو کجا می ذاره گفت : جیب جیب و بعدش خندید وقتی شیر خورد و بلند شد بهش گفتم نتیجه چی شد برم یا نرم ؟ سرش را به نشونه تایید تکون داد و گفت : برو برو ( شاید پیش...
نویسنده :
مامان و بابا
8:24








