سفر پونه زار 2 و باغ عمه
صبح جمعه تصمیم گرفتیم با خانواده امیر بریم پونه زار صبح زود بود کیمیا هنوز خواب بود بغلش کردم ببرمش توی ماشین همون موقع یک کلاغ توی حیاط خونه گفت : غار غار غار و کیمیا از خواب چرید و گفت : غار غار بعداز اون هم جنگ دوتا گربه را دید که برای هم شاخ و شونه می کشیدن قیافه دخمل اون موقع دیدنی بود قبل از رفتن به ابشار باید می رفتیم سراغ پروژه عمه مینا ، عمه مینا برای پروژهاش گل آفتابگردون کشت کرده و من امیر .و دخملی و عمه هم سر راهمون اول رفتیم سراغ افتابگردونها تا عمه کارهای لازمه راانجام بده ..... ا...
نویسنده :
مامان و بابا
8:14







