کیمیاکیمیا، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره
کمندکمند، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره

دختر یلدا

سرچشمه نطنز

این سه روز تعطیلی خیلی دلمون می خواست بریم شمال ولی هرچ فکر کردیم دیدیم جاده ها خیلی شلوغ و همه ایران عازم شمالند و دخترگلم هم که سرماخورده بود        بهش خوش نمی گذشت  بنابراین تصمیم گرفتیم بمونیم خونه  . عمه مینا و باباجون و مامان جون رفتند تهران و ما واقعا تو خونه تنها بودیم کیما هر روز صبح بیدار می شد از پله ها بالا می رفت و پشت در می زد به در و صدا می زد تا در را باز کنند و بعد با ناامیدی می اومد پایین و می گفت: مامان نیشتند و توی اتاق مشغول بازی می شد ولی روز پنج شنبه تصمصم گرفتیم با خاله مینا و مادرجون و پدر جون و فامیل بریم نطنز . جاتون خالی هوا خنک بود ولی کیمیا وقتی ساعت 5.30 صبح بیدار شد و ...
14 شهريور 1390

گفتگو

دیروز از سرکار خیلی دیر رفتم خونه وقتی رسیدم دخملی تازه از خواب بعدازظهرش بیدار شده بود پرید بغلم و بوسیدم و طبق معمول    فیش  فیش  ( شیر  شیر )  درحال شیر دادن علت تاخیرم را توضیح می دادم وبهش  گقتم چقدر نگرانش بودم از اینکه دیر اومدم بعد بهش گفتم : مامان می خوای سرکار بر م گفت: نه       گفتم : پس پول از کجا بیاریم گفت : بابا گفتم : بابا پولهاشو کجا می ذاره گفت : جیب  جیب  و بعدش خندید وقتی شیر خورد و بلند شد بهش گفتم نتیجه چی شد برم یا نرم ؟ سرش را به نشونه تایید تکون داد و گفت : برو  برو    ( شاید پیش...
8 شهريور 1390

برام جالب بود

چقدر عجیبه!!!   چقدر عجیبه که تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمی آره     چقدر عجیبه که نا وقتی گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه   چقدر عجیبه که بی بهانه کسی هیچوقت برات هدیه نمی خره   چقدر عجیبه که تا فریاد نکنی کسی به طرفت برنمی گرده   چقدر عجیبه که تا وقتی بچه نباشی کسی برات قصه نمی گه   چقدر عجیبه که تا وقتی بزرگ نب...
7 شهريور 1390

از دست این دخمل

تورا خدا خودتون قضاوت کنید ببینید من چه جوری این را تمیز کنم     بردمش حمام و حسابی بهش لیف زدم هرچه هم گفت : مامان اوخ  اوخ  اصلا اعتنا نکردم .و بعداز حمام دوباره رفت توی گلخونه و شروع به نقاشی کرد ومن هم وقتی دیدم واقعا علاقه داره به کشیدن همراهیش کردم   چه کار کنم تموم زندگیم و این دخمله     الهی مادر همیشه بخندی و شاد باشی   ...
7 شهريور 1390

عکسهای اکواریوم

چند ماه پیش با بابا امیر و کیمیا رفتیم آکواریوم شنهای سفید ، اخه کیمیا عاشق ماهی ولی عکسهاش الان بدستم رسیده اخه اون روز دوربین عمه مینا را برده بودیم       ...
7 شهريور 1390

نمونه از کارهای جدید وروجک

  نقاشی کردن کیمیا عاشق نقاشی ، هرجا برسه می خواد نقاشی بکشه از روی دیوار گرفته تا مبل و کمد و......هرموقع جایی میریم میگه قلم و کاغذ برای کشیدن نقاشی بیارید البته به زبان خودش توی خونه دیگه کلافه شدم . می خواستم تخته وایت برد براش بخرم گفتند ماژیکش سمی . می خواستم کاغذ بچسبونم به دیوار ....گفتند : عادت میکنه تا اینکه راهی به ذهنم رسید ....توی خونمون یک گلخونه کوچیک داریم که از دست خانومی بی گل شده بنابراین بهش اجازه دادم تا روی سرامیک های گلخونه نقاشی بکشه البته با ماژیکهای معمولی .........می دونم بازهم خطر داره ولی چاره ای نداشتم از این ایده خیلی خوشش اومده و کلی نقاشی کشیده بود و دایره را می کشه و اگه براش...
30 مرداد 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دختر یلدا می باشد